/90

مجله دانشگاه اسلامی ، شماره 18 و 19،ص 198

 

 

 

بیپاسخ باقی مانده است كه به تناسب حجم و تنوّع این شبهات، برای آنها پاسخهای آرامشبخشی ارائه نمیشود. این معضل، به همراه عملكرد ناصواب بعضی از منسوبین به دین، بسیاری از بیاعتمادیها و كجرویها را در حیطهی عمل به دنبال آورده است. با عنایت به این واقعیت و با فرض ایمان و اعتقاد به جامعیت تعالیم اسلامی؛ لازم است در این رابطه تأمّل كافی و آسیبشناسیِ جدّی نمود و به بررسی علل و عوامل این ناسازگاری پرداخت، تا بتوان با ارائهی راهكارهای مؤثّر، شائبهی ناكارآمدی تعالیم الهی را در عصر جدید از اذهان زدود.

 

 

 

چالشهای آموزشی معارف اسلامی

 

برخی از عوامل این نارسایی و افتراقی را كه در بالا متذكر شدیم عبارتند از:

 

الف) در بسیاری از تبلیغها و یا آموزشهای دینی، به علّت عدم هم زبانی و سنخیّت محتوا و متن؛ با فهم و فرهنگ مخاطب، نه تنها تبلیغ و تبیین درستی از معارف دینی ارائه نمیشود، بلكه مطالب ثقیل و كلیشهای، به گونهای در مخاطب ایجاد ملامت و خستگی میكند كه مخاطب، انگیزه و رغبت برای شنیدن و آموختن را از دست داده، و در نتیجه هر چه مبلّغ بیشتر بگوید مخاطب بیشتر میگریزد.

 

ب) عدم نیازسنجی و نپرداختن به نیازهای واقعی جامعه، یكی دیگر از عوامل این نارسایی به شمار میرود، و این در حالی است كه «ما معتقدیم اسلام به صورت یك مكتب مترقّی قادر است تمامی نیازهای بشر را تأمین كند و مشكلات او را حل نماید»(1). ولی هنگامی كه مباحث اصلی درس و بحث و تبلیغهای دینی، موضوعاتی باشند جدا از مسائل جامعه؛ نه تنها دردی را درمان نمیكنند، بلكه بر سردرگمیها افزوده و از دین، تصویری صرفا صوری و كاملاً

 

______________________________

 

1. همان، ج 5، ص 231.

 


صفحه:
کتابخانه دیجیتال بنیاد شهید مطهری