/90

حق، مردم و حکومت دینی از منظر شهید مطهری

 

منابع مقاله: ، ؛

 

 

 

 

حق یکی از مسائلی است که زیربنای بسیاری از اعمال انسان قرارمی گیرد، حق طبیعی و فطری ، حق الهی، حق تشریعی و حق قراردادی ، ما به هر کدام از این مسائل اعتقاد داشته باشیم، نوع حکومت نسبت به آن تعریف می شود. فلذا باید دید که اسلام به حق چه نگاهی دارد و تعریف را از حقوق طبیعی و الهی، تشریعی و قرار دادی چیست و نسبت حکومت را با آن چگونه بدست می دهد. شهید مطهری یکی ازمتفکرانی است که در مقوله حکومت دینی وارد این عرصه شده و سعی در تبیین این مقوله دارد.

 

 

 

مشخص شدن این موضوع کمک به فهم موضوع تازه ای دارد که از آن به عنوان مردم سالاری دینی یاد می کنند و تعابیر متفاوت دیگری نیز از آن ارائه شده مثل دین سالاری مردمی. تبیین مقاله باعث می شود که ما نظر شهید مطهری را در این زمینه بدست آوریم.

 

 

 

طرح مسأله:

 

امروزه مسائل متفاوتی درباره مشروعیت حکومت مطرح است مانند اینکه برخی قائل به سنتی بودن مشروعیت حکومت هستند که خود دارای شاخه های متفاوتی است مانند اندیشه ضل اللهی ، سلطنت الهی یا قائل به قرارداد هستند به طوری که دولت را حافظ منافع شهروندان می دانند و آن را ملزم به برآوردن نیازهای مردم می دانند به عبارت دیگر نیازی که بر جوامع حادث شده مردم را به سمتی سوق می دهند که نهادی تشکیل دهند که آن نیاز را بر طرف کنند و به طور ضمنی تأمین این نیاز بوسیله قرارداد به دولت واگذار می شود. یا اینکه مشروعیت حکومت به وکالت دادن مردم است به آن و در اصل حکومت وکیل مردم است و یا اندیشه دموکراسی که این مردم هستند که مشخص می کنند چه کسی در رأس امور واقع شود و بوسیله قانون گذاری که توسط مردم قانون گذاری انتخاب می شوند، قانون مورد نیاز و توقع مردم را وضع کنند و اجرا کنند که نماد آن دولت های مدرن با شاخصه تفکیک قوا به انحای مختلف می باشند که در نهایت مشروعیت آنها به مردم بر می گردد.

 

 

 

در این مقاله به دنبال طرح و پاسخگویی به آن هستیم این است که مبانی مشروعیت در اسلام چیست و مردم و حق طبیعی و فطری که در انسان نهاده شده آیا تأثیری بر مشروعیت حکومت دینی در اسلام دارد؟

 

 

 

1 حق

 

سئوالاتی در مورد حق مطرح است و آن اینکه 1 ما چه حقوقی برای عموم انسان ها قائلیم؟ بر اساس چه مبنایی آنها را ذی حق می دانیم؟ میان حقو مسئولیت (تکلیف) چه نسبتی برقرار است؟ آیا جمع میان حقوق طبیعی و اعتقاد دینی امکان پذیر است؟ عرصه تحقیق و بروز حق کجاست و به چه وسیله ای این حقوق ، احقاق و رعایت می شوند؟

 

لذا برای پاسخ به این سئوالات تعریف حق از دیدگاه اسلام لازم و ضروری است .

 

 

 

تعریف حق:

 

منظور از حق، امتیاز و نصیب بالقوه ای است که برای شخص در نظر گرفته شده و بر اساس آن او اجازه و اختیار ایجاد چیزی را دارد یا آثاری از عمل او رفع شده و یا اولویتی برای او در قبال دیگران در نظر گرفته شده است و به موجب اعتبار این حق رای او، دیگران موظفند این شئون را محترم بشمارند و آثار تصرف او را بپذیرند. حق امری است اعتباری و مربوط به ظرف عمل انسان است. و اعتبار آن مانند هر اعتبار دیگری (از قبیل ملکیت) در جایی صورت می گیرد که مورد اعتبار وجود حقیقی نداشته باشد و آثار مقصود از اعتبار تکوینا مترتب نشده باشد.

 

 

 

حق «له» است. بر خلاف تکلیف که «علیه» است، یعنی در آن یکی از خواسته ها و حوائج بشر لحاظ شده است و نوعی ارفاق و امتیاز برای شخص به حساب می آید. حق به فعل (یک نوع فعل تسبیبی) تعلق می گیرد، بر خلاف ملک که به عین تعلق می گیرد. لکن حق صرفا اباحه شیی نیست، بلکه اختیار و صلاحیتی قانونی است در مورد کارهایی که باید آثاری به آن ها مترتب گردد یا آثار مترتب اولیه رفع شود. زمان امر حق به دست صاحب حق است، لذا بر خلاف ملک و حکم قابل اسقاط یا اعراض است، هم چنان که قابل نقل و انتقال است ، برخلاف حکم (1). برخورداری از حق منوط به قدرت و تمکن نیست، بر خلاف تکلیف که مشروط به این ها است. لذا افراد عاجز و ضعیف و غیر مولد هم حقشان محفوظ است. (2)

 

 

 

شهید مطهری تعریف حق به معنای لغوی آن یعنی «ثبوت» یا «ثبوت شیء لشیء» را که برخی فقها بدان معتقدند، نمی پذیرد زیرا در این صورت هر کجا که هر چیزی اعتبار شود حق اعتبار شده ، چون ثبوت مثل مفهوم وجود، مفهوم عامی است که عارض بر هه ماهیات می شود و به اختلاف آن ها متکثر می گردد. از این رو می گوید باید مفهومی اخص از این معنا را در نظر گرفته (3)

 

 

 

حقوق طبیعی و حقوق موضوعه:

 

حقوق انسانی از جهات مختلف تقسیم می شود. یکی از این تقسیم بندی ها از جهت منشاء و منبع اعتبار آن است. همانطور که از اشیای طبیعی عالم که مصنوع بشر نیست و دارای هویتی مستقل از اراده انسان است با وصف «طبیعی» یاد می شود، برخی از حقوق را به سبب این که دارای اعتبار ذاتی است و ناشی از وضع و قرارداد نیست در حقوق طبیعی «گویند» در مقابل ، حقوقی که اعتبار خود را از وضع قانون گذار (یا شارع در حقوق شرعی) کسب می کند، «حقوق موضوعه» تعبیر شده اند، مسئله حقوق طبیعی، تبیین ماهیت آن ها و چگونگی توجیه شان از مباحث مهم حقوق به شمار می آید. از منظر شهید مطهری در این حقوق و آزادی ها را هیچ فرد یا گروه به هیچ عنوان و با هیچ نام نمی توانند از فرد یا قومی سلب کنند، حتی خود صاحب حق نیز نمی تواند به میل و اراده خود، آنها را به غیر منتقل نماید و خود را از این ها عریان و مسلخ نسازد