/90

بررسی تطبیقی اندیشه های استاد مطهری و دکتر شریعتی

 

منابع مقاله: مجله کیهان فرهنگی » اردیبهشت 1380 - شماره 175،

 

یوسفی میانجی، عبدالرضا؛

 

 

وقتی در طیف اندیشمندان دانشگاهی در تاریخ معاصرمان دقیق می شویم،از میان شخصیت هایی که پیرامون«دین و سیاست»دارای فکر و اندیشه بوده و نحله فکریش نیز حول تخطئه دین نبوده است می توان از دکتر علی شریعتی نام برد.

 

هنگامی که آثار دکتر شریعتی را مطالعه می کنیم، به مسائلی چون«دین و کارکردهای دین»و«انتظارات از دین»برمی خوریم،به عبارت دیگر«اصلاح افهام دین»جزء محور فعالیت های«بیانی و قلمی»دکتر شریعتی است.او می خواهد«روح حرکت آفرینی و تحول بخشی دین را بازسازی کند از این رو شریعتی قصد داشت،چهره پنهان دین؛آرمان های فراموش شده دین در آن دوران؛روح حرکت آفرینی و تحول زایی دین؛توان فرهنگ سازی و تمدن آفرینی دین و حقیقت دین را که در طول تاریخ مغفول مانده است، نمایان سازد و آن ها را چون باستان شناس از اعماق تاریخ بیرون بکشد و ضمن حفظ محتوای شکل ظاهری آن را نیز در صورت امکان،تغییر دهد».

 

در جامعه ما نیز افرادی بوده اند و هستند که در زمینه دین شناسی تلاش فکری کرده اند و می کنند.

 

از این رو در این پژوهش،تأملات فکری دکتر شریعتی،که در«بسط فرآیند دین شناسی»،«اصلاح افهام دینی»و«انتظارات دینی»تلاش کرده است، بررسی می شود.

 

در راستای مفهوم دین که در اندیشه های دکتر شریعتی مورد بررسی قرار گرفته،مفهوم سیاست نیز از جایگاه خاصی برخوردار است،گفتنی است که معنی و مفهوم«سیاست»در نگاه شریعتی،سیاست مطلوب را فلسفه دولتی می داند که مسئولیت«شدن جامعه»و نه«بودن آن»را به عهده دارد و هدف بر فلسفه سیاست را تغییر بنیادها و برنامه همه جانبه برای اجتماع می نگرد و شریعتی برای سیاست جنبه تربیتی قایل است.هدف از این نوشتار بررسی اندیشه های شریعتی و نقش او در احیای دین در ایران است مخصوصا در زمانی که او می زیست و نیز تأثیری که بعد از خود بر جای گذاشت.

 

الف-آشنایی با دکتر شریعتی

 

با توجه به اینکه چندین کتاب پیرامون زندگینامه دکتر شریعتی تدوین شده است از این رو در این پژوهش زندگی دکتر شریعتی به 4 دوره تقسیم می شود:

 

دوره اول:پیش از مسافرت به فرانسه،یعنی زمان تحصیل در دانشکده ادبیات مشهد،که به فعالیت های اجتماعی و فرهنگی نیز پرداخت و حاصل آن در فاصله سال های 1333 و 1338 ه.ش انتشار سه ترجمه و یک جزوه است.(1)

 

دوره دوم:دوران تحصیل در فرانسه؛عطش دانستن او را به دیار غرب کشانید.در فرانسه برای آنکه زودتر و سریع تر به مقصد خود نایل شود و زبان را فرا گیرد به ترجمه کتاب«نیایش»اثر الکسیس کارل پرداخت.در حین تحصیل،با جبهه آزادیبخش الجزایر آشنا شد و با آن ها برای استقلال الجزایر همکاری می کرد.پس از اتمام تحصیل در فرانسه، تصمیم می گیرد تا به ایران بازگردد و به مبارزه فکری، (به تصویر صفحه مراجعه شود)فرهنگی و سیاسی بپردازد.در مرز ایران و ترکیه دستگیر و روانه زندان می شود.

 

دوره سوم:زندگی فرهنگی-معنوی شریعتی بعد از بازگشت به وطن و پس از آزادی از زندان از سال 1344 ه.ش آغاز می شود.در همین دوره است که شریعتی،اندیشه های بلند عرفانی خویش را در کتاب«کویر»به رشته تحریر درآورد.(2)

 

بخش اعظم این دوره به سال های فعالیت شریعتی در حسینیه ارشاد،که در سال 1346 ه.ش تأسیس شد،مربوط می شود.هدف این مؤسسه عبارت بود از انجام مطالعات و تحقیقات درباره مسائل علمی؛ دینی و نشر تعلیمات اسلامی.

 

استاد مطهری که یکی از اعضای هیأت امنای حسینیه ارشاد بود از محمد تقی شریعتی و دکتر شریعتی(پدر و پسر)دعوت می کند تا با حسینیه ارشاد همکاری کنند و آن ها نیز دعوت را می پذیرند.

 

سخنرانی های او در میان نسل جوان که مشتاق فراگیری مطالب دینی و علمی بودند،بازتاب زیادی داشت.تا اینکه در اواخر آبان 1351 ه.ش فعالیت حسینیه ارشاد متوقف می شود.از این تاریخ شریعتی به زندگی مخفی رو می آورد.شریعتی بعد از یک سال زندگی در خفی،به دلیل آنکه ساواک به خاطر وی پدرش را زندانی کرده بود،مجبور می شود خود را به ساواک معرفی کند.

 

شریعتی مدت 18 ماه در زندان،در سلول انفرادی به سر می برد.تا اینکه در ابتدای سال 1354 ه.ش شریعتی از زندان آزاد و خانه نشین می شود و

 

(صفحه 13)

 

بالاخره در سال 1356 به اروپا مهاجرت کرده و همانجا به دیار باقی می رود.(3)

 

بنیان های اندیشه دکتر شریعتی

 

در این مبحث به بررسی سؤال اصلی پژوهش در اندیشه شریعتی می پردازیم.آیا دین اسلام ملزم به ارائه یک برنامه همه جانبه برای جامعه است؟و در کنار آن به صحت و سقم فرضیه پیشنهادی می پردازیم که مدعی است شریعتی ضمن پاسخ مثبت به سؤال، تئوری«ایدئولوژیک بودن دین»را مطرح می سازد.

 

دکتر شریعتی می خواست حقیقت اسلام را از اعماق تاریخ استخراج کند،به همین دلیل او می خواست این حجاب و پنهان شدگی را آشکار سازد،از این رو او در قسمت عمده ای از آثارش سعی می کند این موضوع را تحلیل کند و نشان دهد که دین ایدئولوژیک است.به عنوان مثال در تحلیلی که از شیعه در کتاب«شیعه یک حزب تمام است»(4)، ارائه می دهد،این مسئله به بهترین و کامل ترین شکل نمود پیدا می کند و تحلیلش چنان پیش می رود که در ذهن وی شیعه به عنوان یک فهم از اسلام مطرح و منطبق و هماهنگ با عناصر تشکیل دهنده یک ایدئولوژی می شود،اما در خصوص این فهم وی که دین اسلام یک ایدئولوژی یا دین ایدئولوژیک است و تبدیل به فرهنگ شده است،می توان چون و چرا کرد و فهم او را نقد کرد و در نهایت نتیجه گرفت که دین به طور اعم،و اسلام به طور اخص، ایدئولوژی نیست.اما نمی توان با توجه به مجموعه آثارش مدعی شد که او می خواست دین را ایدئولوژیک کند.

 

برای بررسی سؤال پژوهش،آشنایی با برخی مفاهیم در آثار شریعتی ضروری است.(مفاهیمی چون ایدئولوژی،دین،مذهب،توحید،شیعه، تفاوت بین جامعه و امت،رهبر و...)اگر به این مفاهیم در اندیشه شریعتی شناخت پیدا کنیم و آن طور بفهمیم که او این الفاظ را می فهمیده است،در واقع با بنیادها و ستون هایی آشنا می شویم که تئوریش بر اساس آن ها بنا شده است.از این رو وقتی قصد داریم که اندیشه یک شخصیت را بررسی کنیم،بهتر است ابتدا به بنیان هایی توجه کنیم که اندیشه یک شخصیت از آن ها تغذیه می کند.فهم جدید شریعت از الفاظ، تعاریف نو از عناصر و شعایر دینی،نگاه تازه به شریعتی،نقش پیامبر،انتظار از دین و...منجر به شکل گیری اندیشه نو در ذهن وی شده بود.شریعتی وقتی که از انقلاب اسلامی سخن می گوید،آن را انقلاب سیاسی یا تغییر و تحول در نهادهای حکومتی تلقی نمی کرد،بلکه انقلاب را در شکل فهمیدن اسلام(5)می دانست.

 

وقتی آثار او را مطالعه می کنیم درمی یابیم که شریعتی می خواهد همه شعایر دینی را بسیج کند تا در جامعه یک حرکت همه جانبه شکل گیرد،مفاهیم همه عناصر دینی از نو بازسازی می شود.دعا به تفکر،شریعت،دین،مذهب و طریقت معنی و حج به راه و مسیری برای حرکت کردن و هجرت از عناصر مهم شریعت ارائه می شود.حج با همه رسوم و سنت هایش،جامه حرکت،رفتن و شدن می پوشد، از این رو در این قسمت سعی شده است تا به فضای درونی اندیشه او نزدیک شویم و بفهمیم که بنیان ها کدامند و او آن ها را چگونه استدلال می کند که حکم به ایدئولوژیک بودن دین می داده است.

 

از این رو در این مبحث مفاهیمی چون ایدئولوژی،مذهب،دین،اسلام،امت،امام و تشیع علوی بررسی می شود.این چند بنیاد از عناصر اصلی در تفکر شریعتی مطرح می شوند.

 

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

 

1-ایدئولوژی:

 

مفهوم ایدئولوژی در مجموعه آثار شریعتی،در مقایسه با مفاهیم دیگر،از جایگاه ویژه ای برخوردار است.از این رو،اگر در این قسمت با معرفتی که او نسبت به این مفهوم دارد آشنا شویم،پاسخگویی او به سؤال اصلی پژوهش را درک می کنیم.او در قید این نیست که ایدئولوژی را به مفهومی درک کند که در لغت یا در ادبیات سیاسی مطرح است،بلکه ایدئولوژی بار معنایی جدیدی دارد.

 

شریعتی ایدئولوژی را ایمانی می داند که بر چند پایه استوار است:آگاهی،هدایت،رستگاری، کمال،ارزش،آرمان و مسئولیت 6.در میان همین چند پایه نیز،«آگاهی»نسبت به دیگر پایه ها،از ارجحیت و اهمیت بیشتری برخوردار است،زیرا آگاهی درست اجتماعی را سازنده جامعه می داند، نه فلسفه و فیزیک را که اصول بحث آن را مبتنی بر معادلات می داند.(7)

 

اهمیت ایدئولوژی برای شریعتی،به اندازه ای است که فقدان یا فقر ایدئولوژی را فاجعه ای می داند و می گویدامروز ما قربانی سه فاجعه ایم:تضاد طبقاتی،تفرقه سیاسی و فقر ایدئولوژی».او بین ایدئولوژی مذهبی و غیر مذهبی تفکیک قایل می شود و ایدئولوژی های غیر مذهبی را زاییده عقل فلسفی یا علمی انسان می شمارد.او ایدئولوژی های مذهبی را دنباله طبیعی و تکامل یافته غریزه و غریزه را نیروی طبیعی می داند که موجود زنده را به طور ناخودآگاه در زندگی هدایت می کند(8).

 

وقتی که می خواهد ایدئولوژی را استدلال کند، بر پایه آگاهی بخشی ایدئولوژی تأکید می کند(9).و جریانی را مذمت می کند که اسلام را از ایدئولوژی، به«فرهنگ»(10)درآورد.این موضوع را تا آنجا ادامه می دهد که حتی قرآن را کتابی فکری،اعتقادی، هدایتی و ایدئولوژیکی(11)می خواند.

 

در قرن بیستم،که رقابت فشرده ای میان ایدئولوژی ها وجود دارد،اگر اسلام پایین تر از ایدئولوژی های بشری(مثل سوسیالیسم،فلسفه علمی تاریخی و اگزیستیالیسم قرار گیرد...)آن اسلام را «رفتنی»(12)می داند و اسلام راستین را ایدئولوژی «ماوراء علم»(13)می خواند.با توجه به اینکه در ایدئولوژی آگاهی بخشی محور اصلی است،به باور شریعتی به کمک اسلام به صورت یک ایدئولوژی می توان بسیاری از مسایل«حل نشده را»فهمید.(14)