• لیست فهرست خالی می باشد
/90

 

آراء شهید مطهری در حوزه عدالت

 

منبع : (دانش پژوهان :: بهار و تابستان 1385، شماره 8)

 

سید مهدی طاهری

 

چکیده

 

عدالت یکی از مفاهیمی است که اسلام به آن توجه ویژه نموده است. در نظر استاد مطهری مفهوم عدالت رعایت حقوق افراد و اعطاء حق به صاحب حق است. حق طبیعی و قرآن به عنوان منابع کشف عدالت بوده، و بحث عدالت ابعاد وسیعی را دربر می گیرد. در این راستا عدل الهی زیربنای عدالت فردی و عدالت فردی زیربنای عدالت اجتماعی است.

 

شهید مطهری با بررسی عدالت در مکاتب سوسیالیسم و لیبرالیسم برداشت سومی در قالب سوسیال دموکراسی ارائه می نماید که در آن تکیه بر نظام اقتصادی بسته و نظام سیاسی باز شده است. مطابق این دیدگاه امکان تأمین منافع فرد و جامعه وجود دارد. اما این ترکیب هنوز کافی به نظر نمی رسد. از این رو به اعتقاد استاد مطهری باید معنویت را که ادیان به ویژه دین اسلام منادی آن می باشند را، به این ترکیب افزود.

 

از آنجایی که عدالت بر افکار، اخلاق فردی و رفتار عمومی تأثیر بسزایی می گذارد باید راه هایی ارائه نمود تا بتوان عدالت را در تمام عرصه های اجتماع اجراء کرد . در این راستا می توان به مواردی همچون، رعایت حقوق طرفینی توسط حکومت و ملت، مسابقه بقاء، ایمان و عمل به قانون، احیاء معنویت اسلامی، واگذاری مال به میل انسان و نظارت دولت به اقتصاد در کنار آزادی سیاسی اشاره کرد.

 

مقدمه

 

عدالت از مفاهیم بنیادینی بوده که همه ادیان الهی با هدف تحقق این اصل از سوی خدای متعال به واسطه انبیاء نازل گشته اند. مهم ترین دغدغه پیام آوران الهی بعد از شناخت خدا و نزدیک کردن انسان به او، ایجاد و برقراری عدالت بوده است. دین اسلام نیز به عنوان خاتم ادیان تحقق عدالت را سرلوحة اهداف خود قرار داده است. وجود 29 ایه در قرآن در باب عدالت شاهدی بر ا هتمام اسلام بر این اصل می باشد. اهمیت این موضوع ما را بر آن داشت که بررسی مفهوم عدالت در اندیشه شهید مطهری بپردازیم . حقیقت دینی مایة مرکزی اندیشه استاد مطهری بوده و مفهوم عدالت در ساختار اندیشه او در خدمت پویایی و پاسداری از دین در برابر شبهاتی است که توسط مکتب ها و جهان بینی ها مطرح می شود. مضمون عدالت، حجم عمده ای از نوشتارها و سخنرانی های شهید مطهری را به خود اختصاص داده است.

 

تقریر عدالت نزد شهید مطهری برداشت عالمانه از دین است و عدالتی که ایشان بر آن تأکید دارد ناشی از درد دین بوده است. لذا او ناهمواری های اجتماعی، آشفتگی روحی و جنایات اخلاقی و حتی عقده ها و جنایت ها را از عدم جریان عدالت در جامعه می داند. شهید مطهری به پیروی از اندیشه و عمل حضرت علیB عدالت را مبنای سیاست و فلسفه اجتماعی اسلام می داند و آن را ناموس بزرگ اسلام تلقی می نماید.

 

مفهوم عدالت در اسلام آن قدر اهمیت دارد که برخی معتقدند اصل عدالت را می توان به عنوان معیاری برای فقاهت و استنباط های فقهی مطرح نمود. شهید مطهری نیز عدالت را از جمله مقیاس های اسلام شمرده([1]) و انکار آن را موجب عدم رشد فلسفه اجتماعی و فقه متناسب با این اصول می داند و از همین جا می گوید اگر در دوران اولیه اسلام حریت و آزادی فکر وجود داشت و موضوع برتری اصحاب سنت بر اصل عدل پیش نمی آمد و بر شیعه مصیبت اخباری گری نرسیده بود و فقه ما نیز بر مبنای اصل عدالت بنا شده بود، دیگر دچار تضادها و بن بست های کنونی نمی شدیم.([2]) ایشان بیان می کند که اصل مهم عدالت مورد غفلت واقع شده و با این حال هنوز یک قاعده و اصل عام از آن استنباط نشده است که این مطالب موجب رکود تفکر اجتماعی ما شده است. ([3])پس بر ماست که به اندازه وسع خود به بررسی این اصل مهم در اندیشه سیاسی شهید مطهری پرداخته و آن را احیاء نمائیم.

تعریف عدل

 

شهید مطهری در مقام تبیین مفهومی عدالت سعی می کند با توجه به تنوع کاربرهای عدل در فضاهای مختلف آن را تفسیر نماید و لذا چهار معنا برای عدل بیان می کند: ([4])

 

1. موزون بودن و تعادل : یک اجتماع متعادل به کارهای فراوان اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، قضایی و تربیتی احتیاج دارد. این کارها باید میان افراد تقسیم شده و برای هر کدام به قدر لازم کارگزار گماشته شود و بودجه و نیرو صرف گردد. عالم هستی موزون و متعادل است. اگر چنین نبود برپا باقی نمی ماند و این نظم و تناسب و حساب معین در آن نبود، چنان که حدیث نبوی هم به این مطلب اشاره می نماید: «بالعدل قامت السموات و الارض».

 

نقطه مقابل عدل در این معنا بی تناسبی است نه ظلم چون بحث عدل به معنای تناسب در برابر بی تناسبی در کل نظام عالم است در حالی که عدل در مقابل ظلم ملاحظه هر جز و حقوق فردی مطرح می شود. عدل به معنای تناسب و توازن در نظام عالم از شئون خداوند حکیم می باشد. ([5])

 

2. تساوی و نفی هر گونه تبعیض: مقصود از عدالت، رعایت تساوی در زمینه استحقاق هایی می باشد که افراد از آن برخور دارند که این رفع تبعیض با ملاحظه تفاوت ها بین افراد است .([6])

 

3. رعایت حقوق افراد و عطاء کردن حق به ذی حق: در این معنا عدل در برابر ظلم( پایمال کردن حق دیگری) قرار می گیرد. آن چه همواره باید در قوانین بشری به معنای عدالت اجتماعی رعایت شده و همگان آن را محترم بشمارند همین معناست .ظلم به معنای تجاوز به حریم و حق دیگری و نسبت به خداوند محال میباشد چون او مالک علی الطلاق بوده و هیچ چیز در مقایسه با او اولویت ندارد .([7])

 

استاد مطهری این تعریف از عدالت را متکی بر دو امر می داند، یکی حقوق و اولویت ها که نیمی از افراد بشر نسبت به یکدیگر و در مقایسه با یکدیگر نوعی حقوق و اولویت پیدا می کند و دیگر این که خصوصیت ذاتی بشر به گونه ای است که در دستیابی به مقاصد و سعادت خود با استفاده از اندیشه های اعتباری به عنوان آلت فعل بهره می برد؛ لذا برای رسیدن افراد جامعه به سعادت باید یک سری حقوق و اولویت رعایت شود. ([8])

 

4. رعایت قابلیت ها درافاضه وجود و عدم امتناع از افاضه به آن چه که امکان وجود را دارد: عادل بودن پروردگار نزد حکمای الهی به این امر است که در نظام تکوین به هر موجودی به اندازه قابلیت آن کمالات وجودی افاضه می کند، او از موجودی که استحقاق و قابلیت دارد، منع فیض نمی کند. این معنای عدل صرفاً در حوزه کلامی کاربرد دارد. ([9])

 

در جمع بندی بحث تعریف عدل می توان گفت که معنی آخر به تعریف عدل الهی اشاره دارد، لذا از بحث خارج است و در اینجا سه تعریف دیگر در بحث عدالت به عنوان اندیشه سیاسی قابل بررسی است که تعریف مورد قبول عدل از دیدگاه شهید مطهری تعریف سوم است. الگویی که می تواند هم در حوزه عدالت فردی و هم در بعد اجتماعی آن بکار گرفته شود، همان تعریف سوم (رعایت حقوق) است که بنا بر مساوات در قانون افراد بشر باید به یک چشم نگاه شوند، قانون بین افراد تبعیض قایل نشود بلکه استحقاق ها را رعایت کند. افرادی که از لحاظ خلقت در شرایط مساوی هستند, قانون باید با آنها به مساوات رفتار کند. پس افرادی که خودشان در شرایط مساوی نیستند قانون هم نباید با آنها مساوی رفتار کند بلکه مطابق شرایط خودشان با آنها رفتارنماید .([10])

 

جایگاه عدالت در اسلام

1 . عدالت به عنوان صفت خدا و هدف ارسال انبیاء

 

در بعضی ایات قرآن عادل بودن و قیام به عدل به عنوان یک صفت مثبت برای خداوند ذکر شده است، یعنی در قرآن تنها به تنزیه خدا از ظلم قناعت نشده، بلکه به صورت مستقیم صفت عدالت به خداوند نسبت داده شده است، «شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکه و اولوا العلم قائماً بالقسط: خداوند، فرشتگان و دارندگان دانش گواهی می دهند که معبودی جز خدای یکتا که به پا دارنده عدل است، نیست».([11])بعثت پیامبران الهی از طرف خدای متعال در میان بشر نیز برای دو هدف اساسی بوده است: یکی برقراری ارتباط صحیح میان بنده و خالق، یعنی آنچه که در کلمه طیبه لا اله الاّ الله خلاصه می شود. دوم؛ برقراری روابط حسنه و صالحه میان افراد بشر. ([12])

 

قرآن کریم در مورد هدف اول می فرماید: «یا ایها النبی انا ارسلناک شاهدا ً و مبشراً و نذیرا ً و داعیاً الی الله بازنه و سراجاً منیراً»([13]) و درباره هدف دوم می گوید: «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط: همانا فرستادگانمان را با دلایل روشنی فرستادیم و همراه ایشان کتاب و ترازو فرود آوردیم تا مردم به عدالت قیام کنند».([14])

 

همچنین عدل در مفهوم فلسفی، مبنای معاد است و خداوند در موضوع معاد و محاسبه می فرماید: «و تضع الموازین القسط لیوم القیامه فلا تظلم نفس شیئا و ان کان مثقال حبة من خردل اتینا بها و کفی بها حاسبین»([15]) ترازوهای عدالت را در روز رستاخیز می نهیم. به احدی هیچ ستمی نخواهد شد و اگر هموزن دانه خردل باشد آن را می آوریم. این بس که ما حسابگر هستیم».([16])

2. نفس الامری بودن عدالت در کنار مطلق بودن آن

 

در دیدگاه شهید مطهری مبحث عدالت چیزی نیست که به سبب وضع قانون به وسیله قانون گذار یا رواج آن در عرف جاری جامعه اعتبار و ارزش پیدا کرده باشد، بلکه اعتبار و مشروعیت همه آنها از عدالت است. عدالت تابع خواست و اراده قانون گذار و سلیقه فردی یا جمعی افراد نیست بلکه حقیقتی است که ارزش ذاتی و اعتبار نفسانی دارد. یعنی عدالت حقیقتی فراتر از عرف و قرارداد است و اگر اینها با عدالت مطابق نبودند از مشروعیت ساقط می شوند. در اسلام مردم قطع نظر از دستور شارع، دارای یک رشته حقوق واقعی هستند و عدالت عبارت است از، رعایت و حفظ این حقوق واقعی. اسلام بیان کنندة این حقوق و اجراء کنندة اصل عدالت در راستای رسیدن به این حقوق است.([17])

 

از مباحث مهم عدالت، مطلق یا نسبی بودن آن است. اسلام عدالت را مطلق می داند، زیرا عدالت با خاتمیت و ابدیت دین ارتباط دارد. مطابق اعتقادات دینی عدالت از اهداف ابدی انبیاء بوده و اگر عدالت در هر زمانی مختلف باشد نمی توان قانون واحد صادر نمود.([18]) عدالت در اسلام مبتنی بر یکسری حقوق ثابت انسان هاست پس باید عدالت مطلق است و نسبی نمی باشد. یعنی عدالت بر پایه حقوق واقعی و فطری استوار است و ملاک و مصداق آن را شریعت و سنت نبوی تعیین می کند. اگر چه ممکن است که در زمان ها و مکان های مختلف درک دینی ما از نظام های ارزشی موجود تغییر یابد ولی از آنجا که عدالت مبتنی بر اصول کلی شریعت است، لذا مطلق و ثابت می باشد. ([19])

3. عدالت جزء اصول دین و پایه امور

 

مطابق اعتقاد شیعه عدل در ردیف ریشه های دین قرار گرفته و این اصل از اصول پنج گانه دین به شمار می اید. اعتقاد و عدم اعتقاد به عدل بیانگر مذهب شیعه بوده و در کنار امامت به عنوان نشانه تشیع تلقی می گردد.([20])

 

عدل همچنین به عنوان پایه امور می باشد و حتی بر احسان که از بهترین نوع خوبی هاست، مقدم می باشد. شهید مطهری آن را در قالب مثالی توضیح داده است. عدل در اجتماع به منزله پایه های ساختمان و احسان از نظر اجتماع به مقوله رنگ آمیزی، نقاشی و زینت ساختمان است. اول باید پایه درست باشد بعد نوبت به زینت و رنگ آمیزی می رسد. اگر خانه از پای بست ویران باشد دیگر چه فایده که خواجه در بند نقش ایوان باشد، اما اگر پایه محکم باشد در ساختمان بی رنگ آمیزی هم می توان زندگی کرد. ممکن است ساختمان فوق العاده نقاشی خوبی داشته باشد و ظاهرش جالب و آراسته باشد اما چون پایه آن خراب است یک باران کافی است تا آن را بر سر اهلش خراب کند.([21])

4 . عدل از منظر علی(ع) به عنوان مظهر اسلام

 

به تعبیر استاد مطهری عدالت در نگاه علی(ع)، اصلی است که می تواند تعادل اجتماع را حفظ کرده و همه را راضی نگه دارد و به پیکره اجتماع، سلامت و به روح اجتماع آرامش بدهد. عدالت به منزله بزرگراهی است که می تواند همه را از خود عبور دهد اما ظلم و جور کوره راهی است که حتی فرد ستمگر در آن به مقصدش نمی رسد.([22])

 

علی بن ابی طالب شهید راه عدالت شد. علی(ع) نه تنها خودش عادل بود بلکه مردی عدالت خواه نیز بود. علی(ع) فلسفه پذیرفتن امر خلافت را در برقراری عدالت می داند . ایشان در برتری منزلت عدالت به ابن عباس می فرماید: «خلافت و ریاست و حکومت از کفش پاره هم در نظر من بی قیمت تر است مگر آن که اقامه حقی یا رد باطلی کند».([23])

 

منابع کشف عدالت

 

1. حقوق طبیعی: انسان در تعریف عدالت صاحب حق می باشد و بنای این اصل ناشی از دستگاه آفرینش و خلقت می باشد. دستگاه آفرینش استعدادهایی را در انسان به ودیعه گذارده است که هر کدام از آنها مبنای حقوق طبیعی است. استعداد فکر کردن در انسان حق آزادی تفکر، حق آزادی بیان، برابری در مقابل قانون، حق مالکیت و ... را الزامی می کند لذا می توان گفت که استاد در نظام اندیشه سیاسی خود بر مفهوم حقوق طبیعی تکیه داشت و آن را به عنوان منشا عدل به شمار می آورد که ناشی از حقوق ذاتی و فطری انسان است که خدا به ما واگذار کرده است. ([24])

 

2. قرآن:. قرآن بذر اندیشه عدل را در دل ها کاشته و آبیاری نمود و دغدغه فکری، فلسفی، عملی و اجتماعی را در روح انسان ایجاد کرد.([25]) در قرآن همه اصول و هدف های اسلامی از توحید گرفته تا معاد، از نبوت تا امامت، از آرمان های فردی گرفته تا هدف های اجتماعی بر محور عدل استوار است. طبیعی است که با عنایت و حساسیت مسلمانان نسبت به قرآن نمی توانستند به این مسأله بی تفاوت باشند. به این ترتیب اصل عدالت در تمام جنبه های اسلام راه پیدا کرد. ([26]) نمونه هایی از بحث عدالت در قرآن عبارتند از:

 

نظام هستی و آفرینش مبتنی بر عدل، توازن و رعایت قابلیت هاست که از مقام فاعلیت و تدبیر الهی به مقام قیام به عدل یاد می شود: شهد الله انه لااله الا هو و الملائکه و اولو العلم قائماً بالقسط([27])

 

در قرآن امامت و رهبری در قرآن پیمان الهی و مقام ضد ظلم و توأم با عدل معرفی شده و می فرماید: لا ینال عهدی الظالمین.( [28])

 

خدا در موضوع معاد، محاسبه رستاخیز و پاداش و کیفر اعمال نیز می فرماید: ترازوهای عدالت را در روز رستاخیز می نهیم و به احدی ستم نخواهد شد...»([29])

 

تقسیم عدالت

 

یکی از ویژگی های اندیشه شهید مطهری در مورد عدالت، دقت او در تقسیم بندی اقسام و سطح های مختلف عدالت می باشد. ایشان عدالت را در فرهنگ اسلامی این گونه تقسیم کرده است:([30])

 

استاد مطهری بین عدالت فردی، اجتماعی و الهی به این گونه رابطه برقرار کرده است که عدالت فردی زیر بنای عدالت اجتماعی و عدل الهی نیز زیربنای عدالت فردی است و بدون شک عدالت اجتماعی نمی تواند مفهومی مغایر با عدالت فردی داشته باشد. ([31])

 

عدالت در الهیات و کلام

 

از آن جایی که عدل الهی زیر بنای عدالت انسانی است لذا شهید مطهری با توجه به پیشینه تاریخی مسلمانان سراغ درک آنها از عدل الهی رفته نزاع معروف بین معتزله و اشاعره را بررسی می کند:

 

سئوال اصلی در این جا این است که ایا خداوند عادل می باشد یا نه؟ با توجه به اهمیت موضوع، این مسأله متفرعات زیادی پیدا کرده است و حتی دامنه اش به حوزه عدالت سیاسی و اجتماعی هم کشیده شده است.([32])

 

استاد ابتدا برای بیان عدل از مسأله جبر و اختیار شروع می کند، زیرا رابطه مستقیمی بین این مسئله با عدل می بیند و آن را لازمه بحث عدل می داند، بر پایة نفی یا اثبات این موضوع متکلمان اسلامی به دو دسته تقسیم شده اند: دسته ای