• درسهای اسفار(4)
/90

درسهای اسفار، ج 4، ص: 20

به علاوه ما اثبات میکنیم که همه ]علل[ در نهایت منتهی میشود به ذات واجبالوجود و ذات واجبالوجود از هرگونه نقصی مبرّاست و به همین دلیل از هرگونه قوه و امکانی و قهرا از هرگونه تغیری مبرّاست، پس همه متغیرات باید منتهی بشود به ثابت علیالاطلاق. پس اشکال دیگر این است که اثبات واجب الوجودِ ثابتِ علیالاطلاق چگونه قابل جمع است با اینکه علت هر متغیری باید متغیر باشد؟

اما در مسأله «ربط حادث به قدیم» عنوان مسأله «متغیر» نیست، بلکه «حادث» است و شامل حادثِ ثابت نیز میشود؛ یعنی در اینجا ملاک حدوث است نه تغیر. اینجا بحث بر سر این است که علت حادث باید حادث باشد و اگر علت حادث حادث باشد خود آن علت هم به حکم آنکه حادث است نیازمند به علت است و اگر علت آن علت هم حادث باشد منتهی نمیشود به علتی که بینیاز از معلول باشد، و عین همان اشکال (یعنی براهین امتناع تسلسل) در اینجا هم جاری است.

میبینید که اینجا دو عنوان داریم. این که «هر متغیری باید منتهی بشود به ثابت» یک مسأله است و اینکه «هر حادثی باید منتهی شود به قدیم» مسألهای دیگر. در باب «متغیر» ممکن است آن متغیری که عنوان میکنیم، حادث (به معنی اینکه ابتدای زمانی داشته باشد) هم نباشد، ولی در عین حال چون متغیر است احتیاج به علت دارد، اما در باب «حادث» ملاک حادث بودن است و اگر فرض کنیم حادثهایی داریم که بعد از حدوث ثبات دارند و هیچگونه تغیر ندارند، اشکال شامل آنها نیز میشود.

پس این دو مسأله نزدیک به یکدیگرند و شاید بهتر این بود که هردو در یک جا طرح و حل میشد، اما بارها گفتهایم که این طور بینظمیها در کلمات مرحوم آخوند زیاد است؛ گاهی مطلبی را میگوید و از آن مطلب مطلب دیگری برایش مطرح میشود و هنوز مطلب اول تمام نشده وارد آن مطلب دیگر میشود. در اینجا ظاهرا از شیخ تبعیت کرده است؛ چون عنوان بحث گذشته ما (فی أنّه لایتقدّم علی الزّمان شیء الّا الباری) عنوانی است که شیخ برای یکی از فصول طبیعیات شفا قرار داده است و ذیل همان فصل وارد بحث ربط حادث به قدیم شده است و مرحوم آخوند هم که در این فصل (فصل 33) بیشتر به همان حرفهای شیخ در طبیعیات شفا نظر دارد، به آنچه که شیخ ذیل آن فصل طرح کرده عنوان جدایی داده و آن را به صورت فصلی مستقل مطرح کرده است.

 


صفحه:
کتابخانه دیجیتال بنیاد شهید مطهری