• آینده انقلاب اسلامی ایران
/90

آیندۀ انقلاب اسلامی ایران، ص: 40

کاری کرد که انسان به خود واقعیاش برگردد. قرآن این تعبیر را قبل از همه اینها در موارد زیاد دارد، یکی همین جاست. فَرَجَعوا الی انْفُسِهِمْ. تعبیر عجیبی است! اینها از خودشان جدا و دور شده بودند (خود واقعی انسان عقل و فکر و منطق انسان است)، قرآن میگوید این سبب شد که دومرتبه به سوی خودشان باز گشتند و خودشان را دریافتند، گفتند که او راست میگوید.

حال درباره این کار ابراهیم چه باید بگوییم؟ آیا ابراهیم کاری کرد برخلاف آزادی عقیده؟ یا کاری کرد در خدمت آزادی عقیده؟ کاری کرد در خدمت آزادی عقیده به معنی واقعی، یعنی آزادی اندیشه. یعنی ابراهیم با این عمل، از خودبیگانگی آنها را از آنان گرفت، آنها را به خود بازگرداند و آزادی آنان را به آنها بازگرداند.

ابراهیم علیه السلام میتوانست مطابق همین فلسفهای که اغلب فرنگیها میگویند که «انسان هر عقیدهای را اتخاذ کند آن عقیده محترم است» بگوید چون این بتها مورد احترام میلیونها انسان هستند پس من هم به آنها احترام میگزارم. از نظر اسلام این کار اغراء به جهل است نه خدمت به آزادی.

مقایسه میان کار ابراهیم علیه السلام و رسول اکرم و کار ملکه انگلستان و کوروش

شما مقایسهای کنید میان کار ابراهیم و همچنین کار رسول اکرم [از یک طرف و کار ملکه یا پادشاه انگلستان از طرف دیگر.] پیغمبر اکرم پس از فتح مکه، به عنوان آزادی عقیده بتها را باقی نگذاشت زیرا این بتها سمبل اسارت فکری مردماند.

صدها سال بود که فکر این مردم اسیر این بتهای چوبی و فلزی بود که به خانه کعبه آویخته بودند. تمام اینها را در هم ریخت و واقعا مردم را آزاد کرد. حال شما بیایید این را مقایسه کنید [با این که] ملکه یا پادشاه انگلستان در چند سال پیش در سفری که به هندوستان رفته بود وقتی که میخواست به تماشای یک بتخانه برود، مردم وقتی میخواستند داخل صحن آن بتخانه شوند کفشهایشان را میکندند، او هنوز به صحن نرسیده کفشهایش را به احترام کند و بعد، از همه آن بتپرستها مؤدبتر در مقابل بتها ایستاد. یک عده هم گفتند ببینید! ملت روشنفکر چقدر به عقاید مردم احترام میگزارد! نمیدانند که این نیرنگ استعمار است. استعمار میبیندکه همین بتخانه است که هند را به زنجیر کشیده و رام استعمارگر کرده.آن،


صفحه:
کتابخانه دیجیتال بنیاد شهید مطهری