• بیست گفتار
/90

بیست گفتار، ص: 15

گفت من آن آهوم کز ناف من         ریخت آن صیاد خون صاف من

 

علی، شهید عدالت

راستی که علی مرتضی مجسمه عدل و نمونه رحمت و محبت و احسان بود. امشب شب ضربت خوردن این شهید  عدالت است، ضربتی که در راه تصلب و انعطافناپذیری از حق و عدالت و دفاع از حقوق انسان خورد و در عین حال همین ضربت به مرارتها و مجاهدتها و مشقتها و رنجهای او در این راه خاتمه داد و او را در حال انجام وظیفه از پا درآورد، ضربتی که خود او را آسوده کرد اما جهان اسلامی را تا ابد در مرگ چنین امام عادلی ـ که اگر حکومتش مدتی ادامه پیدا میکرد، جامعه نمونه کامل و درخشان اسلامی جامه عمل میپوشید ـ سوگوار ساخت.

اینکه خود او را آسوده و راحت کرد و از نظر شخص خودش آسایش یافت، تعبیری است که از کلام خودش اقتباس کردهام. در همان حال که در اثر آن ضربت در بستر افتاده بود فرمود: مَثَل من مَثَل تشنهای است که در شب تاریک در صحرای بیپایانی در جست و جوی آب روان باشد و ناگهان به آب برسد، و من همیشه از خداوند میخواستم که هروقت مقرر شده بمیرم در بستر نمیرم، در راه خدا کشته شوم و این آرزوی من بود که به آن رسیدم: وَ ما کنْتُ اِلّا کقارِبٍ وَرَدَ وَ طالِبٍ وَجَدَ[1] .

 

 

چه عدالتی موجب شهادت علی شد؟

به هر حال چون امشب چنین شبی است، در طلیعه سخنم در این چند شب شمهای از عدالتها و احسانهای مولای متقیان عرض میکنم و در اطراف این کلمه توضیح میدهم که چگونه عدالت علی 7 قاتلش شد و چگونه تصلبش در این راه، آشوبها و فتنهها از طرف آنها که عدالت علی مستقیمآ بر ضرر آنها بود بپا کرد، و این عدالت چه جور عدالتی بود؟ آیا یک عدالت صرفآ اخلاقی بود نظیر آنچه میگوییم امام جماعت یا قاضی یا شاهد طلاق یا بینه شرعی باید عادل باشد. این جور عدالتها که باعث قتل کسی نمیشود، بلکه بیشتر باعث شهرت و محبوبیت و احترام میگردد.

آن نوع عدالت مولی که قاتلش شناخته شد، در حقیقت فلسفه اجتماعی او و نوع



[1] . نهجالبلاغه، نامه 23.

صفحه:
کتابخانه دیجیتال بنیاد شهید مطهری